X
تبلیغات
فلسفه، حقوق و سه نقطه

دیوید شوگرمن که از تاریخ حقوق-نویسان پرکار است حدود 25 سال قبل و در 81 سالگی پروفسور هارت با او مصاحبه و محتوای آن را در سال 2005 در مقاله ای منتشر کرده است. این مصاحبه منبع اصلی چند زندگینامه و افکارنامه هارت(مثل «زندگی هارت» توسط نیکلا لیسی) است.حالا در پنجاهمین سالگرد انتشار «مفهوم قانون» جناب شوگرمن به صرافت افتاده و فایلهای صوتی مصاحبه را منتشر کرده. اتفاق جالبی است؛ بهرحال شنیدن صدای اندیشمندان و فلاسفه بزرگ حس خوبی دارد. 


از نکات جالب این مصاحبه که شوگرمن را هم به تعجب واداشته توصیه ای است که هارت به او-به عبارتی به سایر فلسفه حقوق خوانان- می کند؛ اینکه حتما زبان ایتالیایی را یاد بگیر تا بتوانی آثار نوربرتو بوبیو را بخوانی چرا که این حقوقدان ایتالیایی، قابل تحسین ترین فیلسوف حقوق معاصر از نظر من(هارت) است. تا جایی که اطلاع دارم بوبیو در عالم حقوق و فلسفه حقوق گمنام است و جای تعجب دارد که چرا هارت بین این همه پیغمبر سراغ جرجیس می رود؟.  تالیفات بوبیو زیاد است اما از او پرتالیف تر هم کم نیست. شاید دلیل قضیه این باشد که بوبیو لیدر پوزیتیویست های حقوقی ایتالیا و به نوعی مهم ترین مروج افکار هارت در کشوری غیرانگلیسی زبان است. این، توصیه هارت را قابل درک می کند؛ اما از سوی دیگر، بوبیو به طرز عجیبی طرفدار فاشیسم و موسولینی بوده و این، توصیه هارت لیبرال را غیرقابل درک می کند! 

به هر حال شوگرمن می گوید این مصاحبه را در حالی گرفتم که هارت از لحاظ جسمی بسیار نحیف شده بود اما از زرنگ ترین کسانی بود که دیده بودم. ذهن باطراوتی داشت؛ سریع و با دقت و واضح پاسخ می داد. شوخ طبع و بسیار فروتن بود. از ویژگی های قبلی که بگذریم دو صفت اخیر ضرورتی است که در برخی از هارت-دوستان ایرانی یک ریالش هم گیر نمی آید!!!

مصاحبه را از طریق لینکهای زیر در چند بخش بشنوید و دریافت کنید


وب سایت انتشارات آکسفورد

و اینجا



نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

«به آپارتمان ام که می رسم شب از نیمه گذشته است. احساس می کنم بدن ام دارد داغ می شود. پنجره ها را باز می کنم و روی تخت خواب ولو می شوم. بعد آن قدر به دکتر محسن پارسا فکر می کنم تا خواب می روم. نمی دانم چه ساعتی است که مثل دیوانه ها از خواب می پرم و می نشینم. گرما از چشم ها و دست و پیشانی ام بیرون می ریزد و اصلا تمامی ندارد. چیزی، انگار تکه ذغالی یا خرمنی یا جنگلی از درون گر می گیرد و پایانی ندارد. کله ام تا مرز ترکیدن باد می کند و باد می کند و ناگهان می پژمرد. عرق می کنم، عطش دارم و دوباره درد. انگار کله ام آماس می کند و فرو می نشیند. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 


«با این نمره که به من دادی فقط و فقط اینو میگم که معدلم رو آوردی زیر هفده برو انشاا...که امام رضا(ع) حقم رو ازت بگیره. چون که عدالت نداشتی. منی که خوب نوشتم نسبت به کسی که می شناختیش خیلی کم دادی. برو دارم از ته دل میگم که ابوالفضل نابودت کنه»


پیامک وارده؛ 09.....0933



نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 



کتاب خوب زیاد است ولی «قیام حسین» مرحوم شهیدی چیز دیگری است


می توانید از اینجا دریافت کنید




نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 


نگاه کن!

چه فروتنانه بر درگاه نجابت به خاک می شکند

رخساره ئی که توفان اش مسخ نیارست کرد.



ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

ويكتور تدروس سال قبل كتاب "پايان ضرر؛ بنيادهاي اخلاقي حقوق جزا" را براي ويران كردن دو نظريه متعارف مجازات(سزاگرائي و فائده گرائي) نوشت تا بر ويرانه آنها نظريه جديدي بنا كند؛ نظريه اي كه مجازات را نه با استناد به "سزا" يا "فائده" كه بر "تكليف" بنا مي كند. طبيعتا در سالهاي طلايي سزاگرائي چنين نقدهايي حكم سنگ انداختن به لانه زنبور را دارد؛ بي جواب نمي ماند و فرياد سزاگراياني كه بعضا از رفقاي تدروس هستند را در مي آورد. اين اتفاق در شماره جديد "حقوق و فلسفه" افتاده و امثال "لئو زيبرت" و "آنتوني داف" به نقد نظريه تدروس نشسته اند. مثل هميشه از اين تبادل نظر و نقدهاي محترمانه اهالي فرنگ لذت ببريد و به خاطر نبود اين شكل تحمل ها و احترام ها و گفتگوهاي جالب در داخل كشور افسوس بخوريد.

متن كامل مجله را دريافت كنيد از اينجا


نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 




ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

 از اوایل دوره روشنفکری و با افاضات بکاریا(1764) و بنتام(1789)، تا حدود 1960، گوی توجیه مجازات، فرمان بردار چوب فایده گرائی است؛ و البته مشخصا باید گفت، دو فرزند مقتدر او، درمان(بازپروری) و بازدارندگی. در این سال ها، تمام مناقشات فلسفی و عملی بر سر مجازات، بر یک فرض مسلم سوار است؛ لزوم فایده مندی(که گاه از آن به هدفمندی تعبییر می شود). بنابراین، اختلاف دو کیفرشناس بر سر «کدام فایده؟» یا «کدام ابزار برای آن فایده؟» است و کمتر کسی در اصل «فایده مندی» تردید(یا جسارت تردید) دارد. هنوز پژواک این بداهت موهوم، در کشورهای غیرانگلیسی زبان طنین انداز است و کمتر محققی به خود جرأت می دهد از مجازاتی دفاع کند که لازم نیست فایده ای داشته باشد. باری، سزاگرائی در عصر مورد بحث، صرفا یک نظریه فلسفی متروک نبود بلکه به تازیانه برچسب های ارزشی نواخته می شد؛

«مجازات سزادهنده، نام مؤدبانه انتقامجوئی است؛ کینه جویانه، غیرانسانی، وحشیانه و غیراخلاقی است. این "درد برای درد"، به کسی که درد می کشد، به او که درد را وارد می کند و به جامعه ای که چنین اجازه ای را می دهد، آسیب می رساند؛ همه ضرر می کنند و این برای بی ثمر بودنش کافی است.» (Armstrong, 1961, p. 471)



ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

بسیاری از ما بر این تصوریم که شمار جرائم در ماه رمضان کاهش می یابد. اگر در کلانتری یا دادسرا و دادگاه دوستانی داشته باشیم، بر این تصور صحه می گذارند و اظهار خوشحالی از اینکه در این ماه، کارشان مگس پرانی است؛ کمابیش، چنین تصوری مستند به تحقیقات میدانی هم می شود(مثل اینجا و اینجا).این گزارش های پراکنده از کشورهای اسلامی دیگر هم به گوش می رسد؛ 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

بیش از نیم سال است که اکسفورد کلنگ بخش پادکستش را زده. قبلا می شد برخی از درسها یا سخنرانی ها را به صورت محدود آن هم از طریق آیتونز دید یا گرفت که دردسر زیادی دارد. در سایت جدید که قرار است از این به بعد تکمیل شود، تنوع و سهولت دسترسی بیشتر است؛ فایلهای صوتی و عمدتا تصویری رایگان و قابل دانلود است. می توانید فهرست الفبایی مجموعه سمینارها، سخنرانی ها یا مصاحبه ها را ببینید و یا بر اساس فهرست دپارتمان یا کالج ها یانام افراد انتخاب کنید. یا با کلیدواژه موردنظرتان جستجو کنید. از باب مثال بد نیست درس گفتارها و سمینارهای زیر را امتحان کنید؛


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  |