اول-مستند "انسانی، بسیار انسانی"(Human All Too Human) کاری قدیمی از بی بی سی(1999) را ببینید که به نظر من هنوز تازگی دارد. دست کم به این خاطر که خیلی ها ندیدند. نام این مجموعه سه اپیزودی (هریک پنجاه دقیقه) از یکی از آثار نیچه اقتباس شده است.سه گانه ی جذابی که بخش مهمی از حیات و فکر سه فیلسوف مهم اروپایی(نیچه، هایدگر و سارتر) را گزارش می کند. حاوی تصاویر عالی از زادگاه، اقامتگاه، کمی هیکل و شمایل آقایان در حال قدم زدن یا خندیدن و الخ. نریشنِ متداول و گفتگوهای جالب با بهترین کسانی که اینها را می شناسند: از گادامر و رورتی که درباره هایدگر می گویند تا  خاطرات سیمون دوبوار از دوران دانشجویی اش با سارتر. علاوه بر نام مشترک، هر اپیزود عطف به تفکر هر یک، عنوان ویژه تری دارد: مستندِ نیچه با نام "فراسوی خیر و شر" (از کتب او) شعار مشهورِ خدا مرده است را سر دست می گیرد و خط زندگی اش را از رشد کودکانه در محیطِ کلیسا تا انتقال به کفر در دوره دانشجویی و مجنون و پوچ انگار شدن در بزرگسالی روایت می کند. همچنین، اشاره به سوءاستفاده خواهرش از کتاب"میل به قدرت" و نازیست نمایاندنِ او. در هنگام دیدن این بخش به نیابت از من بپرسید: چه می شود نیچه ای که در کودکی برای دفاع از یک گزاره ی انجیل در مقابل انکار همبازی هایش یک بسته کبریت را کف دستش می سوزاند، به چنان بی خدایی می رسد؟ آیا مرگ فجیع پدرش(که به گفته نیچه خادم خدا بود و مستحق چنان مرگی نبود) و برادرش و زندگی رقت بارش در نوجوانی او را از خدا بیزار کرد؟.

عنوان مستندِ هایدگر "اندیشه در باب نااندیشیدنی" است. آدم منتظر است از تفکر او درباره هستی و زمان ببیند و بشنود، اما بیشتر حجم فیلم از فکرِ فلسفی، فاصله می گیرد و به حیات سیاسی و حمایتِ این فیلسوف آلمانی از نازیسم می پردازد. فیلم با این جمله از هایدگر آغاز می شود: "صاحبان افکار بزرگ، اشتباهاتشان هم بزرگ است". این جمله با افشاء مستنداتی از همکاری هایدگر با هیتلر و حزب نازی مخصوصا اس اس(ارگان اطلاعاتی نازی ها) و زیرآب زنی اساتیدِ ضدنازیسم دانشگاه های آلمان تعبیر می شود. می بینید که هوسرل(استاد هایدگر) از این کارهای شاگردش اظهار شرم کرده و هاناآرنت(معشوقه او و نظریه پرداز توتالیتریانیسم) هم. دست آخر از عذاب وجدان هایدگر مثل بسیاری از دانشمندان آلمانی می شنوید.

محور مستند سارتر(مسیر آزادی)، ایده اگزیستانسیالیسم و حمایت او از آزادی و بی قیدی است. با چاشنی مخالفت با دیکتاتوری و همراهی با انقلاب ها و شوخی های جالب سیمون دوبوار درباره  بدقوارگی ژان پل در ایام جوانی. هرچند بخش اعظم مستند ادای دین به یهودیان و نکوهش فلاسفه آلمانیِ در خدمت نازیسم است اما این تاکید به قیمت فراموش کردن ابعاد دیگر زندگی و افکارشان تمام نمی شود. (لینک فیلم در یوتیوب)

دوم-مستند گفتگومحور "زندگی آزموده"(Examined Life) (با الهام از جمله مشهور سقراط "زندگی ناآزموده زندگی نیست") ساخته آسترا تیلور محصول 2008 و برنده جوایز قابل توجه. فیلمی بسیار ساده و صمیمی و بی پیرایه که چند اندیشمند معاصر را در حال قدم زدن داخل خیابان یا پارک یا حتی فرودگاه و زباله دانی یا پارو زدن در دریاچه به حرفهای فلسفی گرفته است. فرم فیلم شما را به یاد کپی برابر اصل و دهِ کیارستمی عزیز می اندازد اما محتوای مدیریت شده و چاشنی موسیقی، کار را متفاوت می کند. 

کرنل وست(روشنفکر سیاه امریکایی) در صندلی عقب ماشین کارگردان نشسته و در گذار از خیابان های منهتن درباره تفکر در چیزهای روتین زندگی می گوید و اینکه در جوامع امروزیِ تحت سلطه ی نژاد و رنگ و سرمایه، تفکر سخت است. آویتال رونل(استاد ادبیات و فعال فمینیسم) در یکی از پارک های منهتن شمه ای فوکو رو می کند و از قدرت می گوید و کارگردان با انحراف دوربین به سمت سگ های در حال منازعه، سخنان او را برای شما ملموس می کند.  پیتر سینگر(فیلسوف مشهور اخلاق و فعال حقوق حیوانات) در کنار بوتیک های اجناس گران قیمت شما را به فکر وامی دارد که آیا کسانی که پول هنگفتشان را خرج کفش های گران قیمت می کنند در قبال گرسنگان افریقایی مسئولیت اخلاقی دارند؟ و البته پاسخ او مثبت است و با شیبی ملایم و مثال های عینی شما را از نسبیت اخلاقی به عینیت می کشاند. انتونی اپیاه(ادیب هندی و نظریه پرداز فرهنگ) در حالی که تازه از هواپیما پیاده شده و مسیر خروجی فرودگاه تورنتو را طی می کند درباره جهانشمولگرایی می گوید و با ذکر مثال هایی از سنت های خانوادگی هند تحقق آن را به چالش می کشد. مارتا نُسبام(فیلسوف مشهور حقوق، سیاست و اخلاق) در ساحل دریاچه میشیگان از قرارداد اجتماعی می گوید. مایکل هاردت(نظریه پرداز ادبی و فلسفه سیاسی) ترجیح می دهد در حالی که در دریاچه پارک مرکزی منهتن بلم می راند از تفکرات انقلابی بگوید. جودیث باتلر(فیلسوف سیاست) با خواهر ویلچر نشین کارگردان درباره امور روزمره و اینکه می شود بیشتر به اینها اندیشید حرف می زند. بالاخره و جذاب تر از همه اسلاوی ژیژکِ مشهور و همه فن حریف در یک زباله دانی بزرگ و در حالی که بلدوزرها در حال جابجا کردن آشغال هستند از این می گوید که محافظه کاری مانع اندیشیدن است و ایدئولوژیک کردن چیزهایی مثل اکولوژی راه را بر نقد می بندد. برای مثال، اکولوژی به مذهب جهان معاصر تبدیل و ارزش های به امور مقدسی تبدیل شده که نمی توان در مقابلشان ایستاد.(لینک فیلم در یوتیوب)

نفس این ابتکار ستودنی است و اشکالاتی از جمله گلایه مارتا نسبام(که گفته چرا فیلم ادعای فلسفی کرده ولی جز من هیچ کدام از مهمانانش فیلسوف نیستند؟) را ترمیم می کند. اینکه برای استماع سخنان فلسفی و اندیشمندانه، از کلیشه های حال بر هم زننده، مخصوصا پشت میزِ کار و لوکیشنِ اتاقِ تاریکِ دانشگاه - با بزرگنمایی قفسه های کتاب پشتِ سر- دور شده و به کف خیابان پناه آورده عالی است. به قدری بکر و خوب است که اگر یک مستندساز ایرانی چنین فرمی را اقتباس کند ملامت او بی انصافی است. برای یک لحظه این خیال جذاب را مزمزه کنید که داوری و دینانی و طباطبایی و ملکیان و موحد و زیباکلام و سروش و خسروپناه و ... را به پارک لاله و ترمینال جنوب و اتوبان رسالت و دست کم حیاط انجمن حکمت بکشانند یا در حال خرید میوه و صف نانوایی به حرفشان بگیرند. جالب نیست؟

 

 


 1.مستندهای فلسفی دیگری هم هست ولی این چند تا بهترین هایی است که دیدم.

2. قطعا توضیحات من درباره فیلمها نمی از یمی است. برای لذت بردن از اصل جنس، این مشت را رها و به خروار مراجعه کنید. 

نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

بازار وبلاگستان حقوقی به شدت کساد و کسالت بار است. بیشتر وبلاگ ها تعطیلند و یکی دو تای ظاهرا فعال هم محل دل نوشته های نامرتبط. خیلی ها سرشان به شبکه های اجتماعی گرم است و میلِ فضای مجازی-خواهی-شان را با فیسبوک و گوگل پلاس ارضاء می کنند. از اینها بدتر کسانی که فکر می کنند واتس اپ و وایبر جای وبلاگ نویسی(خوانی) را می گیرد. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

 

برای چندین عدد حقوق خوانده متن رساله دکتری زبان بسته ام را فرستادم مشروط به اینکه اظهار نظر بفرمایند و عمدتا پذیرفتند. تقریبا سه ماه گذشته و فقط از یک نفر آن هم در حد یک پیامک چند سطری!!! اظهارنظر رسید. جالب اینکه «المؤمنون عند شروطهم» را در همان سال های اول دانشجویی یاد این بزرگواران دادند. این "چندین عدد" را نمونه خرواری از حقوق خوانان ایرانی ببین و حساب کن چه گلی به سر امت بیچاره خواهند زد. البته هنوز امیدوارم برخی از خود عددیّتی نشان دهند.

 

 

نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

 
 
در وبلاگ ها خبری خوشحال کننده دیدم مبنی بر اینکه استاد دکتر کاتوزیان در روزهای آتی مهمان مشهد مقدس هستند. از این بابت خوشحالم و به عنوان یک مشهدی -از تهران- به ایشان خیرمقدم می گویم. امیدوارم دانشجویان حقوقی مشهد اینبار هم مثل هفت سال قبل- که بنده مفتخر به طلبگی دانشگاه علوم رضوی بودم- در استقبال از این استاد فرزانه سنگ تمام بگذارند. ناگفته نگذارم که استقبالِ بیشتر دانشجویان شهرستانی از این استاد-برخلاف مصادره و فضاسازی برخی- ماهیت سیاسی ندارد و از عشق دانشجوی حقوق به بزرگان آب می خورد. نشان به آن نشان که در همان سفر، دانشگاه رضوی و طلاب آنجا -که نگرش سیاسی روشنی دارند- نیز بر گردِ ایشان حلقه ها زدند. با توجه به خاطره ای که از سفر پیشین ایشان دارم تذکر جسورانه ی ظاهرا کم اهمیت ولی حقیقتا مهم را لازم می دانم. هرچند بعید می دانم به سمعشان برسد:
 
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

وبلاگ مشترک پاسنر(قاضی بازنشسته و استاد فلسفه حقوق) و بکر(اقتصاددان) را منظم دنبال می کردم. قبلا همینجا گفته بودم که این اتفاق- وبلاگ نویسی مشترک دو استاد مطرح- بدعت جالب و قابل تقلیدی است. متاسفانه گری بکر چند روز پیش درگذشت و من در فیدخوانم آخرین پست این وبلاگ را با تیتر "الوداع" و قلم پاسنر دیدم. کوه اندوه پاسنر را در این دو سه جمله می توان دید:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

وقتی وبلاگ فلسفه حقوق بزنی و صدای أنا رجلت گوش فلک را کر کرده باشد لابد باید در جواب دانشجویی که می پرسد:برای فلسفه حقوق چه بخوانم؟ فکرت به سرفه نیفتد و لال نشوی و لااقل پنج کتابِ دم دستی اسم ببری. این، معضل و شکنجه من است و حقیقتا از معرفی پنج تا که سهل است، یک کتاب هم عاجزم. خیلی از کتب فارسی که برچسب فلسفه حقوق دارند از این قرارند:

-ربطی به مباحثِ روزِ فلسفه حقوق ندارند و از پدیدارشناسی یا نظریات فلاسفه ی محض و سیاست و اخلاق(مثل ارسطو، کانت، هگل و ...) بحث می کنند؛ 

-نظرات یک نویسنده غیرمعتبر را به اسم نظریات روز دنیا مطرح می کنند؛ 

-ملغمه و کشکول بی سروته ای از منتخب نظریات جامعه شناسی، تاریخ، سیاست(البته ناقص و گنگ) را به اسم فلسفه حقوق به خورد جامعه علمی می دهند و تنها چیزی که نیستند، فلسفه حقوق!؛

 -فلسفه فقه که به جای خود با ارزش است را با برچسب فلسفه حقوق یا تئوری حقوقی وارد بازار می کنند؛ 



ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 


قصد کرده بودم درباره جلسه دفاعیه چیزی ننویسم ولی با مطلب دوست عزیزی در گوگل پلاس تحریک شدم

 
یک ساعتی می‌شه که از دفاع رساله‌ی دکترای یکی از دوستان به خونه اومده‌م. حاضران و داوران، در سالن دفاعیه‌ی دانش‌کده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانش‌گاه تهران، شاهد ماراتُنی ۴ساعته در دفاعی بودند که فرجام آن، نمره و درجه‌ی عالی برای علی صابری تولایی بود.
عنوان این رساله، که با نقدهای کوبنده‌ی هیئت داوران، و دفاعیات جانانه‌ی صابری هم‌راه بود، «توجیه مجازات» بود. رساله‌ای در ۲۰۰وخرده‌ای صفحه، که نزدیک به ۳۰۰ رفرنس مختلف داشت، و تنها حدود ۱۵ تا از این رفرنس‌ها فارسی بود و بقیه به‌انگلیسی.
به‌جرئت می‌گم که بهترین دفاعی بود که در عمرم در اون حاضر بوده‌م. متن آن‌قدر چالش‌برانگیز بود...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 


بالاخره کلاغ قصه ما هم به سر رسید و انشاءالله-اگر آن یک موضوعِ جزئیِ لعنتی حل شود و مانع لعنتی تری حادث نشود- هفته بعد حلوای دوره ی دکتری را صرف خواهیم کرد و بر جنازه 13 سال طلبگی و دانشجویی ما چار تکبیر خواهند گفت.




ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 


تقریبا دو ماهی می شود که توفیق اجباری نصیب شده و از منقل اینترنت به دورم و فهمیدم که دنیای بدون اینترنت زیباتر است. حالا که مشکلات سخت افزاری رفع شده کماکان ترجیح می دهم به دور بمانم؛ مگر گهگاه سر گذر بوی دود کافی نت وسوسه ام کند و یکی دو پُک از سر تفنن. پس کرکره این وبلاگ دست کم تا تکمیل کار رساله پایین خواهد ماند.




نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک