قرار شده با دوست گرامی ام دکتر حبیب امامی مباحثاتی در موضوعات منتخب فلسفه کیفری داشته باشیم. به نوعی، احیاء گفتگوهای گه و گاهی که سال های اول دکتری داشتیم. چند نفر از بچه های کارشناسی یا شاید ارشد هم علاقه نشان دادند که همراه و علی الاقتضاء شریک بحث باشند. مباحثه متن محور است و از جرم انگاری شروع کردیم. متن اول کتاب «آزادی، اخلاق، قانون» پروفسور هارت با ترجمه ی قابلِ دکتر راسخ است. بر اساس ملاک "حالا تا ببینیم"، متون انگلیسی و فارسی دیگری هم اضافه خواهد شد. جلسات رسمی نیست و اعلام عمومی نمی کنیم؛ دوستانه، بی پیرایه و بدون آداب و ترتیب.نه سخنرانی است و نه کلاس. بین من و دکتر امامی اختلافاتی هست اما قصه سکندر و دارا نخواندیم و جز حکایت مهر و وفا نخواهد گذشت. پس مناظره و مناقشه هم نیست. تا جایی که به خودم ربط دارد بنایی بر ساده سازی، ایضا قلمبه گویی و اظهار لحیه و اثبات تفوق علمی ندارم. بهانه ای است برای خوشه چینی و پر کردن انبانم. بیشتر از همه به بی سوادی خودم فکر می کنم. به قول کوئنتین تارانتینو من فیلمهایم را برای خودم می سازم و بقیه هم دعوتند به تماشا. خواستید جزء مباحثه کنندگان یا مستمعین باشید بسم الله: شنبه بعد(11 مرداد) بعد از نماز ظهر درب موسسه جرمشناسی دانشگاه تهران. شاید رفتیم داخل و شاید جای دیگری یافتیم.

 

نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

 

اول-مستند "انسانی، بسیار انسانی"(Human All Too Human) کاری قدیمی از بی بی سی(1999) را ببینید که به نظر من هنوز تازگی دارد. دست کم به این خاطر که خیلی ها ندیدند. نام این مجموعه سه اپیزودی (هریک پنجاه دقیقه) از یکی از آثار نیچه اقتباس شده است.سه گانه ی جذابی که بخش مهمی از حیات و فکر سه فیلسوف مهم اروپایی(نیچه، هایدگر و سارتر) را گزارش می کند. حاوی تصاویر عالی از زادگاه، اقامتگاه، کمی هیکل و شمایل آقایان در حال قدم زدن یا خندیدن و الخ. نریشنِ متداول و گفتگوهای جالب با بهترین کسانی که اینها را می شناسند: از گادامر و رورتی که درباره هایدگر می گویند تا  خاطرات سیمون دوبوار از دوران دانشجویی اش با سارتر. 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

بازار وبلاگستان حقوقی به شدت کساد و کسالت بار است. بیشتر وبلاگ ها تعطیلند و یکی دو تای ظاهرا فعال هم محل دل نوشته های نامرتبط. خیلی ها سرشان به شبکه های اجتماعی گرم است و میلِ فضای مجازی-خواهی-شان را با فیسبوک و گوگل پلاس ارضاء می کنند. از اینها بدتر کسانی که فکر می کنند واتس اپ و وایبر جای وبلاگ نویسی(خوانی) را می گیرد. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

 

برای چندین عدد حقوق خوانده متن رساله دکتری زبان بسته ام را فرستادم مشروط به اینکه اظهار نظر بفرمایند و عمدتا پذیرفتند. تقریبا سه ماه گذشته و فقط از یک نفر آن هم در حد یک پیامک چند سطری!!! اظهارنظر رسید. جالب اینکه «المؤمنون عند شروطهم» را در همان سال های اول دانشجویی یاد این بزرگواران دادند. این "چندین عدد" را نمونه خرواری از حقوق خوانان ایرانی ببین و حساب کن چه گلی به سر امت بیچاره خواهند زد. البته هنوز امیدوارم برخی از خود عددیّتی نشان دهند.

 

 

نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

 
 
در وبلاگ ها خبری خوشحال کننده دیدم مبنی بر اینکه استاد دکتر کاتوزیان در روزهای آتی مهمان مشهد مقدس هستند. از این بابت خوشحالم و به عنوان یک مشهدی -از تهران- به ایشان خیرمقدم می گویم. امیدوارم دانشجویان حقوقی مشهد اینبار هم مثل هفت سال قبل- که بنده مفتخر به طلبگی دانشگاه علوم رضوی بودم- در استقبال از این استاد فرزانه سنگ تمام بگذارند. ناگفته نگذارم که استقبالِ بیشتر دانشجویان شهرستانی از این استاد-برخلاف مصادره و فضاسازی برخی- ماهیت سیاسی ندارد و از عشق دانشجوی حقوق به بزرگان آب می خورد. نشان به آن نشان که در همان سفر، دانشگاه رضوی و طلاب آنجا -که نگرش سیاسی روشنی دارند- نیز بر گردِ ایشان حلقه ها زدند. با توجه به خاطره ای که از سفر پیشین ایشان دارم تذکر جسورانه ی ظاهرا کم اهمیت ولی حقیقتا مهم را لازم می دانم. هرچند بعید می دانم به سمعشان برسد:
 
 

ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

وبلاگ مشترک پاسنر(قاضی بازنشسته و استاد فلسفه حقوق) و بکر(اقتصاددان) را منظم دنبال می کردم. قبلا همینجا گفته بودم که این اتفاق- وبلاگ نویسی مشترک دو استاد مطرح- بدعت جالب و قابل تقلیدی است. متاسفانه گری بکر چند روز پیش درگذشت و من در فیدخوانم آخرین پست این وبلاگ را با تیتر "الوداع" و قلم پاسنر دیدم. کوه اندوه پاسنر را در این دو سه جمله می توان دید:

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

وقتی وبلاگ فلسفه حقوق بزنی و صدای أنا رجلت گوش فلک را کر کرده باشد لابد باید در جواب دانشجویی که می پرسد:برای فلسفه حقوق چه بخوانم؟ فکرت به سرفه نیفتد و لال نشوی و لااقل پنج کتابِ دم دستی اسم ببری. این، معضل و شکنجه من است و حقیقتا از معرفی پنج تا که سهل است، یک کتاب هم عاجزم. خیلی از کتب فارسی که برچسب فلسفه حقوق دارند از این قرارند:

-ربطی به مباحثِ روزِ فلسفه حقوق ندارند و از پدیدارشناسی یا نظریات فلاسفه ی محض و سیاست و اخلاق(مثل ارسطو، کانت، هگل و ...) بحث می کنند؛ 

-نظرات یک نویسنده غیرمعتبر را به اسم نظریات روز دنیا مطرح می کنند؛ 

-ملغمه و کشکول بی سروته ای از منتخب نظریات جامعه شناسی، تاریخ، سیاست(البته ناقص و گنگ) را به اسم فلسفه حقوق به خورد جامعه علمی می دهند و تنها چیزی که نیستند، فلسفه حقوق!؛

 -فلسفه فقه که به جای خود با ارزش است را با برچسب فلسفه حقوق یا تئوری حقوقی وارد بازار می کنند؛ 



ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 


قصد کرده بودم درباره جلسه دفاعیه چیزی ننویسم ولی با مطلب دوست عزیزی در گوگل پلاس تحریک شدم

 
یک ساعتی می‌شه که از دفاع رساله‌ی دکترای یکی از دوستان به خونه اومده‌م. حاضران و داوران، در سالن دفاعیه‌ی دانش‌کده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانش‌گاه تهران، شاهد ماراتُنی ۴ساعته در دفاعی بودند که فرجام آن، نمره و درجه‌ی عالی برای علی صابری تولایی بود.
عنوان این رساله، که با نقدهای کوبنده‌ی هیئت داوران، و دفاعیات جانانه‌ی صابری هم‌راه بود، «توجیه مجازات» بود. رساله‌ای در ۲۰۰وخرده‌ای صفحه، که نزدیک به ۳۰۰ رفرنس مختلف داشت، و تنها حدود ۱۵ تا از این رفرنس‌ها فارسی بود و بقیه به‌انگلیسی.
به‌جرئت می‌گم که بهترین دفاعی بود که در عمرم در اون حاضر بوده‌م. متن آن‌قدر چالش‌برانگیز بود...

ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 


بالاخره کلاغ قصه ما هم به سر رسید و انشاءالله-اگر آن یک موضوعِ جزئیِ لعنتی حل شود و مانع لعنتی تری حادث نشود- هفته بعد حلوای دوره ی دکتری را صرف خواهیم کرد و بر جنازه 13 سال طلبگی و دانشجویی ما چار تکبیر خواهند گفت.




ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  |