X
تبلیغات
فلسفه، حقوق و سه نقطه



قصد کرده بودم درباره جلسه دفاعیه چیزی ننویسم ولی با مطلب دوست عزیزی در گوگل پلاس تحریک شدم

 
یک ساعتی می‌شه که از دفاع رساله‌ی دکترای یکی از دوستان به خونه اومده‌م. حاضران و داوران، در سالن دفاعیه‌ی دانش‌کده‌ی حقوق و علوم سیاسی دانش‌گاه تهران، شاهد ماراتُنی ۴ساعته در دفاعی بودند که فرجام آن، نمره و درجه‌ی عالی برای علی صابری تولایی بود.

عنوان این رساله، که با نقدهای کوبنده‌ی هیئت داوران، و دفاعیات جانانه‌ی صابری هم‌راه بود، «توجیه مجازات» بود. رساله‌ای در ۲۰۰وخرده‌ای صفحه، که نزدیک به ۳۰۰ رفرنس مختلف داشت، و تنها حدود ۱۵ تا از این رفرنس‌ها فارسی بود و بقیه به‌انگلیسی.

به‌جرئت می‌گم که بهترین دفاعی بود که در عمرم در اون حاضر بوده‌م. متن آن‌قدر چالش‌برانگیز بود، آن‌قدر انواع آرا در این حیطه‌ی بسیار جالب‌توجه توسط صابری با دقت، و ـــ به‌قول دکتر برهانی، یکی از داوران ـــ «شلاقی» نقد شده‌بود که هیئت داوران به‌اتفاق وارد مباحثاتی جدی با صابری شدند. پاسخ‌های صابری به‌قدری مستدل و دقیق و فکرشده بود، که داوران بعضن از حیطه‌ی بحث خارج شده و، به‌جای نقد رساله، مواردی دیگر را به‌تیغ نقد می‌کشیدند.

این متن رو بیش‌تر برای این نوشتم که بگم در آینده‌ای نه‌چندان دور، نام دکتر علی صابری تولایی در حقوق کیفری ایران خواهددرخشید. پژوهش‌گر نحیفی، که با شقیقه‌های از هم‌اکنون سفیدشده، مالامال از پرسش است. این، موتوری‌ست که صابری را با قدرت به‌پیش می‌راند.

مبارک است دکتر جان! :)

پی‌نوشت ۱: مدتی بود که امیدم به موندن در ایران رو به کم‌رنگی داشت می‌رفت، و می‌خواستم دست‌کم به مهاجرتی موقتی فکر کنم. صابری به من ثابت کرد ایران هنوز جای موندن و ساختن و ادامه‌دادن‌ه، جایی که می‌شه بیش از ۲۸۰ رفرنس مختلف انگلیسی رو دید، و رساله‌ای نوشت که داورانش نتونن ایرادی ازش بگیرن که پاسخ درجه‌یکی نداشته‌باشه. صابری، در واقع، ایمان ِ متزلزل‌شده‌م به امکان ساختن در ایران رو به من برگردوند.

پی‌نوشت ۲: بی‌صبرانه منتظر انتشار این رساله‌ام.

Ali Saberi

Shared publicly  -  12:14 PM
 
دفاعیه عجیب و غریبی داشتم با فیدبک های کاملا متناقض . یکی کاملا مثبت و مثلِ تعریفِ بزرگوارانه و البته مبالغه آمیز این دوست عزیز موجب ذوق زدگیِ منِ ضعیف النفس. یکی کاملا منفی و موجب دلسردی و آویزان شدن لب و لوچه این "پژوهشگر نحیف". خانم دکتر ن.ف استادِ فیزیک یکی از دانشگاه ها بعدا پیام داد و "تواضع" من در جلسه را قابل تقدیر دانست و س.م.م دانشجوی ارشد، بعدا زنگ زد و از "تبخترِ" من اظهار ناراحتی کرد. خانم ناشناسی جلسه را عالی و ارائه من را آنقدر خوب دانست که "علیرغم سردرد و خستگی" دلش نیامده جلسه را رها کند. ب.م دانشجوی دکتری جزا-به قول خودش-حالش از ارائه من بد شده و از رفتارهای خلاف عرفم حیرت کرده و نتوانسته تا آخر جلسه برای گفتن خسته نباشید بماند. آن استادِ محترمِ داور "کت در آوردن"، "جواب دادن به تلفن مادرم وسطِ ارائه" و "پیشنهادِ کف نزدنِ جمع به احترامِ این ایام" را خلافِ شئونات دفاعیه دکتری و به نوعی بی ادبی دانستند و ا.ر دانشجوی دکتری جزا همین چیزها  را تحسین و در آخر جلسه به آن استاد محترم انتقاد کرد. همین استادِ محترمِ داور اصرار داشتند که "دانشجوی دکتری باید اهل نه گفتن باشد" و با این حال، هیئت داوران در پایان جلسه من را به "پذیرشِ بیشتر"(به نوعی بله گفتن) توصیه کردند. 

پ.ن1: گفته می شود در هنگام اکران فیلم "طبیعت بی جان" ساخته مرحوم سهراب شهید ثالث-در یکی از جشنواره های خارجی- نیمی از جمعیت،سالن را  اواسط فیلم با عصبانیت و ناسزا گفتن ترک می کنند و نصف دیگر می مانند و نیم ساعت ایستاده و مکرر برای فیلم کف می زنند!

پ.ن2: حالا به این جمله امام کاظم ع بیشتر ایمان می آورم:
«یا هشام لو كان فی یدك جوزة و قال الناس فی یدك لۆلۆة ما كان ینفعك و أنت تعلم انها جوزة و لو كان فی یدك لۆلۆة و قال الناس انها جوزة ما ضرك و أنت تعلم انها لۆلۆة»

ای هشام! اگر در دست گردویی داری و مردم آن را گوهر می نامند تو را چه سود؟ که خود می دانی گردوست. و اگر در دست گوهری داری و مردم آن را گردو می نامند تو را چه باک؟ که خود می دانی گوهر است.

پ.ن3: از همه حضار متشکرم. بخصوص از دوستان کانون جنبش که به این عضو کوچک خانواده لطف داشتند و محبت کردند و تشریف آوردند و گل خریدند و عکس و فیلم گرفتند و باقی قضایا و الخ... هریک از دوستان که عکس، صوت یا فیلمی از جلسه تهیه کرده برای خودم هم بفرستد ممنون خواهم شد.

پ.ن4: خوشحال می شوم متن رساله در معرض نقد تعداد بیشتری از افراد- مخصوصا کسانی که در دفاعیه حضور داشتند- قرار بگیرد. اگر تمایل به دریافت-قسمت هایی از- فایلِ رساله دارید بفرمایید. امیدوارم در قبال دریافتِ فایلِ رساله از نقد و اظهارنظرِ مفصلتان بی نصیب نمانم.
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 


بالاخره کلاغ قصه ما هم به سر رسید و انشاءالله-اگر آن یک موضوعِ جزئیِ لعنتی حل شود و مانع لعنتی تری حادث نشود- هفته بعد حلوای دوره ی دکتری را صرف خواهیم کرد و بر جنازه 13 سال طلبگی و دانشجویی ما چار تکبیر خواهند گفت.


عنوان رساله

توجیه مجازات؛ از رویکردهای محض تا رویکردِ بینابین

راهنما: آقای دکتر سید محمد حسینی

مشاورین: آقایان دکتر سعید زیباکلام و دکتر فیروز محمودی جانکی

داوران داخلی: آقایان دکتر محسن برهانی و دکتر حسن جعفری تبار

داوران خارجی: آقایان دکتر حسین غلامی و دکتر رحیم نوبهار


علماي هيئت داوران همه فحولِ این قصه هستند و کار من پُر از ان قلت. حدس می زنم دفاع سختی داشته باشم و روز پرچالشی باشد(بازارگرمی در حد تیم ملی!)

راضی به زحمت نیستم ولی کیک و ساندیس هم هست!!!


چهارشنبه 21 اسفند/ساعت 15 الي خدا می داند کی/ دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران/احتمالا سالن جلسات دفاع




نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 


تقریبا دو ماهی می شود که توفیق اجباری نصیب شده و از منقل اینترنت به دورم و فهمیدم که دنیای بدون اینترنت زیباتر است. حالا که مشکلات سخت افزاری رفع شده کماکان ترجیح می دهم به دور بمانم؛ مگر گهگاه سر گذر بوی دود کافی نت وسوسه ام کند و یکی دو پُک از سر تفنن. پس کرکره این وبلاگ دست کم تا تکمیل کار رساله پایین خواهد ماند.




نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک 



تا حالا بیشتر اسکار گرفته های 2013 را دیدم و خوشحالم که کشکول امسال آکادمی برای حقوق خوان ها پربارتر از سالهای قبل بود. تقریبا یک سوم جایزه گرفته های جشنواره هشتاد و پنجم بار حقوقی دارد و می تواند بهانه یک گعده جمع و جور در آمفی تئاتر یکی از دانشکده های حقوق باشد؛ تضمین می دهم اگر یک سخنران خوب نیم ساعتی قبل و بعد از پخش فیلم ها صحبت کند حتی بدون کیک و ساندیس جلسه جذاب و نسبتا شلوغی خواهید داشت. فقط معرفی اجمالی...و تحلیل جدی تر بماند برای بعد و فراغت بیشتر:



ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

اول:

ابونصر فارابی دعای فلسفی جالبی دارد که دکتر دینانی در مقاله «نیایش فیلسوف» آن را معرفی کرده و شرح داده است. ظاهرا اصل «دعاء عظیم لأبی نصر الفارابی» تصحیح و منتشر نشده ولی می توان بخش هایی از آن را در مقاله استاد دینانی دید. معلم ثانی دعا را در زمره افعال می آورد و نه اقوال؛ این هم یک مستند دیگر برای کسانی که اصرار دارند بارقه های «فلسفه زبان» را در فلسفه یا حتی فقه اسلامی(مباحث فقهی الفاظ) بیابند. می توان این چند سطر فارابی را با «افعال گفتاری» جان آستین مقایسه کرد. از نکات چالشی این مناجات فلسفی! عناوینی است که فارابی برای باریتعالی اختراع می کند:«اللهم انّی اسئلک یا واجب الوجود و یا عله العلل و یا قدیما لم یزل...» یا درخواست های شیرینش:«امنحنی فیضا من العقل الفعال...هذّب نفسی من طینه الهیولی، انّک انت العلّه الأولی...الخ»

چالشی است، به این خاطر که بسیاری از علما و فقها اسماء الله را توقیفی می دانند و معتقدند خدا را فقط می توان با اسماء و صفات مأثوره-آنچه در قرآن و سنت آمده- خواند و اختراع اسامی من در آوردی، بدعت است. برای مثال شما نمی توانید اول یک متن بنویسید «به نام خدای اقاقیا!». مرحوم علامه طباطبایی در تفسیر سوره حمد(ج اول المیزان) این عقیده را اظهار کرده اند.در نتیجه، این کار فارابی برای قبض روح امثال آقایان محمدرضا حکیمی، سید جعفر سیدان و مهدی نصیری کافی است!!!


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

شاید اگر محاق روزهای انتخابات نبود اظهارات اخیر آقایان مصباح یزدی و سروش تیترخورترین سوژه رسانه ها می شد. این دو بزرگوار که دو جبهه فکری معارض را رهبری می کنند در سخنانی عجیب زیرپای گلادیاتورهای نیزه به دستشان را خالی و بسیار نرم، مواضعی متفاوت اختیار کرده اند؛یا بهتر است بگویم با یک عقب نشینی شجاعانه به شاگردانشان درس انصاف و اعتدال داده اند.

دکتر سروش  در جمع دانشجویان ایرانی دانشگاه تورنتو پاسخی به یک پرسش دارد که اگر دقیق و منصفانه تامل شود نوعی بازگشت از برخی کلان نظریه های سابقش درباره حق و تکلیف است. ظاهر قضیه پاسخ به یک ایرانی همجنسگراست که از حکم فقهی همجنسگرایی می پرسد. دکتر سروش در پاسخی کوتاه، حکم حرمت عمل را بیان و سریعا، افسار سخن را به سمت فلسفه اخلاق و "حق و تکلیف" کج و  به زیرکی قابل درک و تحسینی، از بیان اجکام لواط و مساحقه در چنان فضای حساسی شانه خالی می کند؛ سپس به پیدایش بحث«حق» پس از انقلاب فرانسه و استقلال امریکا و نگرانی جان آدامز(از نویسندگان بیانیه استقلال امریکا) اشاره می کند؛


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

دیوید شوگرمن که از تاریخ حقوق-نویسان پرکار است حدود 25 سال قبل و در 81 سالگی پروفسور هارت با او مصاحبه و محتوای آن را در سال 2005 در مقاله ای منتشر کرده است. این مصاحبه منبع اصلی چند زندگینامه و افکارنامه هارت(مثل «زندگی هارت» توسط نیکلا لیسی) است.حالا در پنجاهمین سالگرد انتشار «مفهوم قانون» جناب شوگرمن به صرافت افتاده و فایلهای صوتی مصاحبه را منتشر کرده. اتفاق جالبی است؛ بهرحال شنیدن صدای اندیشمندان و فلاسفه بزرگ حس خوبی دارد. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 

«به آپارتمان ام که می رسم شب از نیمه گذشته است. احساس می کنم بدن ام دارد داغ می شود. پنجره ها را باز می کنم و روی تخت خواب ولو می شوم. بعد آن قدر به دکتر محسن پارسا فکر می کنم تا خواب می روم. نمی دانم چه ساعتی است که مثل دیوانه ها از خواب می پرم و می نشینم. گرما از چشم ها و دست و پیشانی ام بیرون می ریزد و اصلا تمامی ندارد. چیزی، انگار تکه ذغالی یا خرمنی یا جنگلی از درون گر می گیرد و پایانی ندارد. کله ام تا مرز ترکیدن باد می کند و باد می کند و ناگهان می پژمرد. عرق می کنم، عطش دارم و دوباره درد. انگار کله ام آماس می کند و فرو می نشیند. 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  | 


«با این نمره که به من دادی فقط و فقط اینو میگم که معدلم رو آوردی زیر هفده برو انشاا...که امام رضا(ع) حقم رو ازت بگیره. چون که عدالت نداشتی. منی که خوب نوشتم نسبت به کسی که می شناختیش خیلی کم دادی. برو دارم از ته دل میگم که ابوالفضل نابودت کنه»


پیامک وارده؛ 09.....0933



نوشته شده توسط علی صابری تولایی در ساعت  | لینک  |